سيد على اكبر برقعى قمى
407
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
خوش نيست و صورت آن حكم در احوال شيخ سعدى مسطور است انتهى . و امّا همگر چنانكه آذر به آن اشاره كرد به معنى جولاه است . پدر مجد الدّين ، يزدى است و در يزد حرفهء بافندگى از ديرزمان معمول بوده است و در يزد كار عيب نيست و جولاه بودن پدر او نه موجب منقصت پدر و نه باعث سرافكندگى پسر بود و خود مجد الدّين آن تخلّص را برگزيد و اين خود دليل يزدى بودن اوست و حتّى در اشعار حماسى كه در آن از شخصيّت خود سخن كرده گويد : اى مجد همگر از تو نيند آگه اين گروه * وين منكران حلاوت آن ناچشيدهاند و اين چند بيت از نظم او مسطور مىگردد : نه چرخم مىدهد كام و نه اختر * نه دل مىگرددم رام و نه دلبر كجا همراه گردد سايه با من * چو روز من بود با شب برابر كه را گويم كه احوالم به دو گوى * كه را جويم كه پيغامم به دو بر و نيز اين رباعى : افسانهء شهر قصّهء مشكل ماست * ديوانهء دهر اين دل بىحاصل ماست بر ما نكند رحم اگر دل دل توست * وز تو نشود سير اگر دل دل ماست همماه : بر وزن سرطان و با كسر اوّل نيز گفتهاند نام نياى ابو نصر محمّد بن محمّد بن احمد بن همماه رامشى نيشابورى است و در رامشى گذشت و شك نيست كه به صورت مسطور معرّب است و آنچه به نظر مىرسد اين است كه در اصل همهء ماه بوده به معنى ماه تمام مرادف بدر در عربى و تعريب ، آن را به آن صورت درآورده است . هنائى : منسوب است به هناوه بر وزن گشاده نام هنائة بن مالك بن فهم بن غنم بن دوس بن عدنان است پدر تيرهاى در قبيله ازد و نياى علىّ بن حسن هنائى و در كراع النمل گذشت . هند : بر وزن رند علمى است مشترك ميان زن و مرد از جملهء مردان : هند بن ابى هالهء اسدى تيمى است ربيب پيغمبر ، مادرش خديجه دختر خويلد امّالمؤمنين است و خود مردى سخنور و رساگو بود و صفات و شمايل پيغمبر را نيكو وصف مىكرد و در جنگ جمل در لشكر علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام بود و شهيد گرديد . و از جمله : هند بن حجّاج است در شمار محدّثان اماميّه . و از جملهء زنان : هند دختر عتبه است زوجهء ابو سفيان كه با شوهرش در جنگ احد شركت كرد و لشكر ابو سفيان را بر جنگ با مسلمين ترغيب مىكرد و وحشى را در قتل حمزه عموى پيغمبر تحريك و تهييج نمود و ازآنپس كه حمزه شهيد گرديد شكم او را بدريد و جگرش را بيرون آورد و ميان دهان برد و الحاق « تا » به آخر آن يعنى گفتن هنده صحيح نيست و از تصرّفهاى عاميانه است و اين كار را در چاپ كتاب جلوهء حقّ تأليف من كردند لا بد به خيال اينكه من اشتباه كردهام . « 1 » هندو : بر وزن گردو نام نياى ابو الفرج علىّ ابن حسين بن هندو است معروف به ابن هندو از اعلام كاتبان و منشيان و شاعران و فيلسوفان و طبيبان . وى در ايّام جوانى كاتب ديوان انشاى
--> ( 1 ) - و نيز هند بن عمرو از تابعان و از ياران علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام بود و در جنگ جمل شركت كرد و به دست عمرو بن يثربى به سال 36 كشته شد ( الأعلام / زركلى : 8 / 98 ) .